تنها
چقدر آرزو داشتم دیگران حرفهایم را بفهمند.....
چقدر دوست داستم نگاه خیسم را درک کنند.....
چقدر دلم می خواست یک نفر به من بگوید:چرا لبخندهای تو اینقدر بی رنگ است اما.....؟!
همیشه من بودم و من و تنهایی و دفتری پر از شعر
آهای با شما هستم شما دوستانی که بی تفاوت از کنارم گذشتید
شما که بی رحمانه لبخندهای ساده ام را سوزاندید.
نگاه های بی ریاییم را خاموش کردید
شما که دائم به فکر خودتان بودید جرم من چیست؟!
