وقتی که بن بست غربت سایه سار قفسم بود .زیر رگبار مصیبت بی کسی تنها کسم بود

یک تکه سلام

یک تکه سلام

دو فنجان مکث به احترام نام قشنگت ای کاش مطمئن بودم که نامه ام را یک جای امن نگه می داری

تا راحت پس از سلام نامت را می نوشتم و نوشتن نامت برای قطره های اشکم عقده نمی شد. اما

حیف می ترسم تو که مانه ام را پاره می کنی اسمت هم.....

پس بگذار عقده من و حرمت اسم تو حفظ شوند. این هم سرنوشتی ست. دورترین نزدکیم چگونه ای ؟

هنوز هم باورم نکرده ای  هنوز هم آنجا دلواپس هیچ کس نیستی؟

خوش به حال دل بی دلواپسیت.الهی چشم براه هیچ کسی نمانی نگرانی درد بدیست . یک نگاه

گاهی انسان را به جرم هیچ به اشد مجازات می رساند.راستی یک سوال محض رضای کسی که

شاید روزی دلت برایش شور بزند بگو ببینم این تو نبودی که قانون جدایی را تصویب کردی؟

عزیزم جدایی اولش قانون نبود تبصره ای کوچک لای تقویم یک انسان شکست خورده از عشق بود

من نمی دانم تو خواستی تاریخ مرگ کدوم گل را از تقویم آن دوست بداقبال در بیاوری که چشمت به

تبصره افتاد و میلت کشید قانونش کنی. اگه اینجا بودی با آن سحر قشنگ نگاهت شانه بالا

می انداختی و می فهماندی که فعلا چنین است حق با توست همیشه سر من پایین است وشانه های

تو بالا مهم نیست فدای سر آرزوهای به بار نشسته ات.

من خودم هم نمی دانم چرا چیزی را که می دانم پاره اش می کنی این قدر با دقت و تمیز می نویسم

شاید هم خوب می دانم همین برق نگاه تو آتش به واژه هایم بزند تا ابد برایم کافیست به سیاه کردن

کاغذم نگاه کن برای سپید ماندن دفتر غصه هایت خیلی دعا می کنم . به خاطر خودت کمی مراقب

خودت باش .

زمستان تو را خوب نمی شناسدمی ترسم تو را اشتباهی مریضت کند.اگر نامه را تا آخر خوانده باشی 

کلی منت گذاشتی  اگر هم نخواندی هم هر چه از تو رسد زیباست.

خب دیگر غبار نشسته بر پنجره های نیمه باز تفکرت را می بوسم .کاش بازم منو ببخسی که واست

نامه نوشتم تو بخوای نخوای می مونی تو سر نوشتم.

 


+ نوشته شده توسط مریم در سه شنبه 1385/12/22 و ساعت 7:24 بعد از ظهر |
Template Designer: kiyanoosh ansari - kiyansoft | © 2005 - 2006 mastenegah.Blogfa.Com