بعد از رفتنت
همین بود آخرین حرفت و من بعد از عبور تلخ و غمگینت
حریم چشمامو به روی اشکی از جنس غروب ساکت و نارنجی خورشید وا کردم.
نمیدونم چرا رفتی؟
نمی دونم شاید خطا کردم و تو بی آنکه فکر غربت چشمان من باشی
نمی دونم کجا .تا کی .برای چی .ولی رفتی و بعد از رفتنت باران چه معصومانه بارید
بعد از رفتن تو آسمان چشم هایم خیس باران شد و بعد از رفتنت دریا چه بغضی کرده کسی فهمید
که تو نام مرا از یاد خواهی برد.....
برگرد بی تو بغض فضا وا نمیشه یک شاخه یاس عاطفه پیدا نمیشه
دریای تو پناه نگاه شکسته است هر دل که مثل تو دریا نمیشه
می خواستم بچینم از آن سوی دل گلی اما بدون تو گلی وا نمیشه
زیباترین گلی که پسندیده ام تویی گل مثل چشم تو زیبا نمیشه
