تبليغاتX
فانوس عشق


وقتی که بن بست غربت سایه سار قفسم بود .زیر رگبار مصیبت بی کسی تنها کسم بود

محبت تو

 محبت تو

زمان میگذرد زیبایهای طبیعت محو میگردد اما آن مهری که در دل من هم چون شمعی

فروزان شعله ور گشته محبت توست که از آن زمان آشنایت یک کم هم فرو ننشسته

بلکه هر لحظه شعله ورتر میشود و جلایی بیشتر می گیرد.......

شاید هیچکس مرا به یاد نیاورد شاید هیچ دریای به سمت من موج نزند شاید من نباشم

شاید تو نباشی شاید حوصله نباشد اما در همه حال به یاد توام

باتو تفسیر عشقم و بی تو همچنان پاییزم

عشق یک وسوسه نیست التهابیست که در سرزنش دستان تو حس میکنمش

 

 

 

 


+ نوشته شده توسط مریم در یکشنبه 1385/11/22 و ساعت 9:21 قبل از ظهر |
Template Designer: kiyanoosh ansari - kiyansoft | © 2005 - 2006 mastenegah.Blogfa.Com